۱۳۸۸ شهریور ۶, جمعه

پیرمردی هندی از ناکجا آباد آمد وگفت آخرت آباد می کند . با ریاه آمده
بود در طلب قدرت در کل کینه ای بود .
پدرانمان را فریفت و خود را قدیس نامید که من امامم , امام کجا ولایتی کجا ؟ تورا که بوی ز معرفت نبرده ای که امام خواند ؟
فتوا میدهی که بکشند و بشکافند سینه های فرزندان این مزر و بوم را ای بد خوی ظالم .
و اما امروز که نیستی هر چند بدتر از تویی هست , و ما جوانان دیروز نیستیم ما نسل آگاهیم و بنیاد ظلم بر میچینیم .
بدانید که ما بیداریم و نمی خوابیم و خون عزیزان پایمال نمی سازیم و ... .










هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر